باش.شاعرو ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/29 ساعت: 19:41
به نام خدا (باش)با من از تو کسی چیزی نمی گه همه می دونن تو قلبم چه غوغایه پشت این تنهایی یه عشق پنهونیه یکی بودنش برا من عاشق حکم زندگیه همه می دونن به روم نمی یارن اسمتو باز غرق می شم یه باره تو فکر
زمستان . شاع و نویسنده نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
به نام خدا"زمستان"چه زمستان سردی در پیش داریم که استخوان هایمان از حالا در درون می سوزدو خون در رگهایمان یخ زده استو دل های مردم ا تپیدن برای هم ایستاده تنها خدا می داند بهاری خواهد بود یا چون گلهای یخ باغچه حیاط دل به زمستان می دهیم و در این زمستان سرد می مانیم.
بی هوا . شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
با نام خدا؛بی هوا؛هیچی از دلتنگیم کم نمیشه اینجاهمه میدونن تو فقط عشقمی تنهاتو زمستون تا همیشه سرد اینروزاتو فقط باعث آرامش منی حالا دستم می گیری تو بی اراده بازم حس من اینکه توی آغوش تو آزادمخنده ی
جواب. نویسنده و شاعر نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
به نام خدا "جواب"پرسیدی و پاسخ دادم...بیش از یک خواب یا تلقین واقعیت داردتو در آن دیگری غرق می شویو کسی تصویر فرودگاه را می گیردد سرت و با چشمانت به زبان دیگری سخن می گوییوباز می پرسی؟آن فکر که در سرم کاشتی چه بودمی گویم...کدام تلقین و بعد شبیه عابر ها ،بی خدا حافظی از کنار هم عبور می کنیم تو می روی...
همدیگر .شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
به نام خدا"همدیگر"بهانه کم است بهانه شو خودتتا دوباره حس کنمچیزی برای ادامه دادن هستحرف بزن !شده یک بد بیراه بگوییفقط حرف بزن ...تاحس کنم ،به جز این تنهایی کسی اینجا هستاصلا، اخم کن و دیگر نخند فقط بگ
حال عجیب . نویسنده نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
به نام خدا "حال عجیب "این روزها حال عجیبی دارم نه بهتر آن است بگویمحال همه ما عجیب است انگار همه مثل بند باز های نا وارد ایستاده ایمروی یک بند لغزنده و نازک نه جرات جلو رفتن داریم نه عقب گرد در زند
خدا در فرداست . شاعرو نویسنده نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
به نام خدا (خدا در فرداست)در دارو خانه وجود هر کدامانهنوز ته مانده دارویی هست یکی قرص ایمان و شکر را می خورد یکی قرص مسکن خنده های عصبی اش را و یکی قرص گریه هرشب بی آخرش را اما همه ما هنوز حالمان خوبس
احتیاج . شاعر و نویسنده نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
به نام خدا"احتیاج"حرف بزن !بگذار هرچه پرنده است از قفس آزاد شودخانه گلویت خراببگذار گریه کنیهنوز آغوشم را که امن داری غمت چیست ؟عزیز تر از جانتنها فقط حرف بزنشاید کلمات توهمان کلید قفل های بسته جهانم
گفتن. شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
به نام خدا "گفتن"تو هوایی که هر نفس تو رو به یادم میارهتوی حالی که قلبم باز برای تو بی قرارهفکر تو دیگه یه لحظه ام آرومم نمی ذارهپلکامم،شب و روز یادشون رفته ونمیخوابهحس می کنم حال اینروزات خوش نیسک
بند . شاعر و نویسنده نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
به نام خدا (بند)دلشکسته اماز بازی همهاز چشم ها برای حسادت افریده شدا ادمهااز خون رگ خودم که بوی خیانت می دهد از نیش دل و زبان گوشت ها و پاره تنمدلشکسته ام از بی اعتمادی از اعتماداز اسم ادم روز بعضز هااما که خدا قطعه قطعه دلم را باز جمع میکندو محکم تر از قبل میسازبزرگترنورانی تر امیدوار تر و سالم تر ...
عاشق ترین. شاعرو ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 1:00
به نام خدا"عاشق ترین"آرامشم باش و مال من باشبزار با دلخوشی زندگی کنمبزار با تو این عشق باور کنم تو با شی، دلیل خوب بودنم بزارقلبمو فقط با تو وابسته کنمتو باشی کسی باشه پشتم یروزفراموش کنم روزای تلخم ا
دیر. شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 5:06
(دیر)کسی گفت دیگر دوستت نداشته باشم ندانست که باید از خودم منتفر شوم تو سلول سلول مرا تصاحب کردی حالا برای کم کردنت از خودم زیاد دیر شده استزیاد دیر شده است...
زندگی را دوس دادرم . شاعر و نویسنده نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 5:06
به نام خدا (زندگی را دوس دارم ) اگر یک روز نیامدم شک نکن که ترس های امرزوزم و خداحافظی ام بی دلی نبوده دستانم را دراز کردم برای کمک گرفتن اما می ترسم چون کسی حرف هایم را نمی فهمد اگر نیامدم بی شک مر
بی خدا حافظ . شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 5:06
به نام خدا(بی خدا حافظ )رفتی آخر یه روزی بی خدا حافظ اما که من دست برات تکون دادم رفتی تا دور شی ،من نباشم عاشقولی من که پشت سرت اشک ریختم نمی خواستم ولی پیشونی مرگم بوسیدم یه حالی بعد تو گفت ، توی گوشم حس کنم بی تو خودم هم نیستم دیگه روزای بعدش از برم با تنهایی ُتکرار نیا و نپرس از کسی دیگه حالمُ ب...
بسته یا باز . شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 5:06
به نام خدا (بسته یا باز)نگو می مونی زخمامو مرحم کنی تو که با دست دیگه چاقو تو تنم میکنیمن اما فریاد میزنم از این درد بی پایان تو حتی دردم یه ذره حس نمی کنی الان می میرم ، تا این زخم سکوت خوب شه چق
حرکت . شاعرو ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 5:06
به نام خدا (حرکت )بعد از تو زمین برعکس عقربه های ساعت می چرخد و من شانه های تنهایی را می بوسم که تنها تر نگذاشتم و باز کنارم ماندتا همه زندگی کوتاهم را با او سرگرم باشم بی ترس از تنها تر شدن با فکرکسیکه گمان می کرد دوست دارد نداشت ... +شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری
با گریه می خندی . شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 5:06
به نام خدا (با گریه می خندی )زندگی راه خودش می ره تو بد رو دیدی ،وزندگی نخسه خوبم بعدا بهت نشون می ده وقتی دیر واسه ی برگشتن داشتنم وقتی حس می کنی بد کردی واقعا به من یه روزی من شبیه اونکه بودم می فهمی روزی که بهکار ای خودتم با گریه می خندی روزی که بهکارای خودتم با گریه می خندی . +شاعر و ترانه سرا ن...
بهترین خودم . نویسنده نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 5:06
به نام خدا زندگی زیباست و هرکس در درون خودش جهان خودش را دارد . من جهان خودم را با خدایم همین گونه دوس دارم . و زیباترین جهان در درونم را ساخته ام . هرچند مث هیچ جهانی کامل نیست اما دوست داشتنی و پر از چیزهای خوب است . و هر روز هم بهتر می شود زیرا من بهترین خودم هستم و بهترین خودم خواهم بود .
چوگنه تولاید محتوای موبایلی داشته باشیم . نویسنده نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 5:06
به نام خدا دعوت می کنم،از دوستان تا بخش اول مقاله تولید محتوا با موبایل با کلیک روی عنوان زیر مطالعه فرمایید .((چگونه تولید محتوای موبایلی داشته باشیم )) -بخش اول همچنین می توانید مقاله های قبلی هم در سایت (گسترش صدا و نور برتر) از من مطالعه کنید .http://gostaresh-seda.ir
ناراحتم . نویسنده نگار منوچهری
-
تاریخ: 1398/8/21 ساعت: 5:06
به نام خدا واقعا هیچ درک نمی کنم چرا اینقدر آدمها بهم حسادت دارن ف مخصوصا جنس مونث اون دوستانم که بعد 15 سال وقتی مچشون گرفتم بهم گفتن ما تمام مدت بهت حسادت داشتیم کارت خراب می کردیم تا دوباره شکست بخ